Warning: Declaration of tie_mega_menu_walker::start_el(&$output, $item, $depth, $args, $id = 0) should be compatible with Walker_Nav_Menu::start_el(&$output, $item, $depth = 0, $args = Array, $id = 0) in /home3/afgsaane/public_html/wp-content/themes/jarida/functions/theme-functions.php on line 1904
بزرگان ادب پارسی (قسمت اول) - انجمن علمی دانشجویان افغانستان

بیاندیش …

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند.

— گراهام بل
خانه / اسلاید / بزرگان ادب پارسی (قسمت اول)
بزرگان ادب افغانستان
بزرگان ادب افغانستان

بزرگان ادب پارسی (قسمت اول)

دوستان خوبم تلاشم رو کردم تا اطلاعاتی مختصر از معروفترین شاعران بنام کشورم و ادب پارسی را طی یک سلسله مقاله  برای شما جمع آوری کرده باشم تا شما در یک نگاه به پیشینه فرهنگی کشورم و پارسی زبانان پی ببرید وتامل کنید تا بتونید استفاده کنید . به امید اون روزی که من زندگی نامه شمارو به عنوان هویتم گرد آوری کنم.

عایشه درانی

عایشه درانی دختر یعقوب علی خان توپچی باشی یک تن از رجال عصر درانی های افغانستان است و خود نیز در زمان تیمور شاه درانی به سرایش شعر آغاز کرده است.
احمد شاه درانی در قندهار توانست بر آشوب های حاکم در افغانستان غلبه کند و بنیاد یک نظام نیرومند را در این کشور بگذارد. احمد شاه نیز به شعر و ادب علاقه داشت و به سرایش شعر به زبانهای پشتو و دری می پرداخت.
از او دیوانی به زبان پشتو و دیوانی دیگر به زبان دری در دست است.
در دوره ابدالی ها و درانی ها بیشتر شاعران از حافظ و جامی پیروی می کردند و دنباله رو مکتب عراقی بودند.
عایشه نیز به شعر حافظ علاقه داشت و می کوشید اشعارش به سبک و سیاق لسان الغیب باشد.به عنوان نمونه:

حافظ:
ساقی به نور باده بر افروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
عایشه:
ساقی بیار باده و پر کن به جام ما
تا نه رواق چرخ بگردد به کام ما

حافظ:
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
عایشه:
اگر به خواب ببینم جمال رعنا را
سر از سرور به افلاک می رسد ما را

شاعری عایشه شامل سه مرحله است، نخست مرحله غزلسرایی و سال های جوانی که در عهد تیمور شاه درانی گذشت.
دوم مرحله سرایش شعرهایی با رنگ و بوی تصوف و عرفان است که مصادف با دوران جنگ های داخلی پسران تیمور شاه و حمله انگلیس به افغانستان است.
سومین مرحله نیز، شامل مرثیه سرایی های پس از شکست سلسله درانی ها در افغانستان می شود
نمونه ای از شعر عایشه در نخستین مراحل شاعری او در زیر می آید:

بی تو ای مونس جان تخت سلیمان چه کنم
عمر خضر ار بودم حشمت خاقان چه کنم
با تو در دوزخ سوزان بتوان زیست مدام
بی تو با حور جنان روضه رضوان چه کنم
گرچه ابر کرم از چشمه حیوان بارد
بس ببارد به سر و لوُ لوُ و مرجان چه کنم
نیست بر لوح بصر غیر خط زنگاری
چون نبینم رخ تو یوسف کنعان چه کنم
روز شب کردم و شب روز نیامد یارم
عمر بر باد شد اکنون سر و سامان چه کنم
هر کسی کشته خود می درود آخر کار
هستم از فعل بد خویش پشیمان چه کنم
عایشه درد تو بگذشته ز قانون شفا
چون علاجی نبود سعی به درمان چه کنم

بزرگان ادب افغانستان

بزرگان ادب افغانستان

مولانا خال‌محمد خسته
مولانا خال‌محمد خسته (زاده در سال ۱۲۸۲ خ – درگذشت در سال ۱۳۵۲ خ) شاعر، نویسنده، تذکره نگار، خطاط و ژورنالیست توانای افغانستان بود.
خال‌محمد خسته فرزند ملا رستم در سال ۱۳۲۰ ق در دهکده ی دهباز ختلان بخارا زاده شد.
بعد از پنج سال س***ت در بخارا، عازم مزار شریف گردید. در مزار شریف، پس از حفظ قران مجید توجه به علوم عربی نموده از اساتید روزگار قراءت مبادی کتب فقه و عقاید را آموخت و در سال ۱۳۸۱ ق برای فراگیری دانش عازم هند شد و در آن جا تحصیل نمود.
مولانا خسته چون در روزگاران کودکی خط نستعلیق را از پدر قدری آموخته بود، در هند، خلال آموزش و کسب دانش، نزد خطاط معروف هندمنشی عبدالغنی یاقوت رقم دهلوی اساسات خطوط نسخ و نستعلیق را نیز فراگرفت. در این زمان وقتی مدرسه ی اسدیه در مزارشریف تاسیس شد، در آن جا به مدت شش سال به آموز گاری پرداخت. پس از آن در مکتب متوسطه آموز گار دینیات مقرر شد.
از سال ۱۳۶۰ ق در مدرسه خواجه خیران به تدریس غیر رسمی مصروف شد. در آخر سال ۱۳۲۷ ق از طرف اهالی شهر مزار شریف به وکالت دوره ی هفتم شورا انتخاب شد.
خسته در سال ۱۳۳۲ خ تا اول میزان ۱۳۴۳ خ مامور فروشات کتب(کتاب فروشی) ابن سینا از طرف مالک آن مقرر شد و در سال ۱۳۳۵ خ «دخسته کتانخانه» را در جاده ی میوند باز نمود. مولوی خال‌محمد خسته، در کابل چشم از جهان بست.
از آثار مولوی خسته می توان از این ها یاد کرد:
۱ ـ مجموعه ی اشعار در شش جلد و انتخاب از آنها در دو جلد.
۲ ـ معاصر ین سخنور.
۳ ـ خطاطان قرن یازده الی دوازه هجری.
این هم نمونه ی شعر او:

قدرت ایجاد است طبعت در طلب کاهل مباش
نقد حالی است نسیه بار مسقل مباش
رشته ی در مجمع اضداد دارد اتحاد
غافل ار کیفیت آب و گل مباش
گر زچشم ابر افتی در دل دریا نشین
تشنه ی کام بحر در آغوش چون ساحل مباش
نا رسایی سعی جز فقدان استعدادنیست
مرد همت باش و در اندیشه مشکل مباش
دیده ام در عرض استغنا ظهور احتیاج
رفته از دیده دور از استان دل مباش
انجمن سازی به کار صاحب دولت است
زینهار از مردم برهمزن محفل مباش
حق به حجت غالیست و طالب حق هم قوی
عرض اندامی کن و مرعوب از باطل مباش
ای خزان افسرده و خسته در جهان بیدلی
از بهار عالم تحقیق خود غافل مباش

درباره شریفی

دانشجوی عمران هستم. همیشه بدنبال این بودم که راه رو برای آینده هموار کنم. به دنبال موفقیت بوده ام ولی دوست داشتم همیشه باارزش باشم.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme
رفتن به بالا

Warning: Parameter 1 to W3_Plugin_TotalCache::ob_callback() expected to be a reference, value given in /home3/afgsaane/public_html/wp-includes/functions.php on line 3510