Warning: Declaration of tie_mega_menu_walker::start_el(&$output, $item, $depth, $args, $id = 0) should be compatible with Walker_Nav_Menu::start_el(&$output, $item, $depth = 0, $args = Array, $id = 0) in /home3/afgsaane/public_html/wp-content/themes/jarida/functions/theme-functions.php on line 1904
افغانستان ملّتی شایسته تمجید و احترام ( بخش اول ) - انجمن علمی دانشجویان افغانستان

بیاندیش …

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند.

— گراهام بل
خانه / علم، تکنولوژی، فرهنگ، هنر / افغانستان ملّتی شایسته تمجید و احترام ( بخش اول )
افغانستان ملتی شایسته تمجد و احترام
افغانستان ملتی شایسته تمجد و احترام

افغانستان ملّتی شایسته تمجید و احترام ( بخش اول )

دشنه ها و خنجرهایی که از رهگذر تحولات سیاسی و اجتماعی بر پیکر افغانستان وارد شده تا انداره زیادی به اعتبار و احترام ملت  و مردم افغانستان ضربه زده است. در حال حاضر به دلیل معضلات و مشکلاتی که مردم افغانستان در داخل و خارج کشور دارند، ملتی عقب مانده، فقیر و بی هویت شناخته می شوند.

بدین جهت بسیاری در خارج از فاش نمودن تابعیتشان واهمه دارند چرا که متاسفانه سالها جنگ و خشونت اعتبار کشور و مردم افغانستان را در انظار جهانیان تنزل داده است. شرایط کنونی مردم افغانستان، تنها دو روی زنگار گرفته ی یک سکه است. اما اگر با دیده ی تیز بین و از سر و سودای تحقیق به خُلق و خوی این مردم نگاه کنیم، در خواهیم یافت که حقیقت و جنس این سکه، آلیاژی از طلاست.

هنگامی که از مردم افغانستان صحبت می کنیم مرادمان تمام مردم افغانستان اعم از اقوام، طوایف، قبایل و پیروان ادیان و مذاهب است.همانگونه که ملامت ها و انتقادات دیگران تمام مردم افغانستان را در بر می گیرد ، همین طور هم صحبت از شرافت،عزت و محسنات اخلاقی، شامل تمام افغانها می شود. البته آنچه که ما در مقام بیان آن هستیم هیچگاه با اغراض ملی و شخصی نگارنده آلوده نخواهد شد، چرا که بهترین دلیل در خصوص یک ملت، قضاوت دیگران در مورد آنان است. هنگامی که انسان مشتاقانه نظر دیگران را در مورد هویت خود پیگیری می کند و زمانی که توصیفات و تمجیدات آنان را در رابطه با پیشینه، فرهنگ، تمدن، اخلاق و رفتار خود می شنود، به انسان شوق پرواز دست داده و از این که متعلق به کشور و ملت افغانستان است، مباهات می کند.

در رابطه با ویژگی ها و خصوصیات اخلاقی ملت افغانستان از جانب کسانی که این مردم را از نزدیک می شناسند، اظهار نظرهای مثبت بسیاری صورت گرفته است. به ویژه شرق شناسانی که به افغانستان سفر کرده اند و چند صباحی را با مردم این کشورد دمساز بوده اند، نتوانسته اند از صفات و خصوصیات بعضا منحصربه فرد افغانها، با احترام یاد نکنند.

“مری لوئیس کلفورد” افغانستان شناس معاصر ابتدا درباره اهمیت سوق الجیشی و تاریخی افغانستان می نویسد:

«سرزمین افغانستان صرفا گذرگاه اصلی اقوام مهاجم گوناگون نبوده بلکه قرنها پیش از آن که دریاها به عنوان راههای عمده ی بین المللی بازرگانی مورد استفاده قرار بگیرد، مهمترین خط سیر بازرگانی ای که غرب را به شرق می پیوست، نیز بود.»

آنگاه ایشان برای شناخت درست افغانها پیشنهاد می کند که:

«برای شناخت درست افغانها باید آن چه که آداب و رسوم، سنتها و قرنها مبارزه بی امان برای بقا، به صورت مفاهیم و ارزشهای عادلانه و بایسته در زندگی ایشان در آورده است، شناخت.»

شاید به دلیل فقدان صحیح شناخت است که بسیاری چشم بسته و از سر ناآگاهی، به مردم افغانستان به دیده ی تحقیر می نگرند و آنان را به دور از فرهنگ و آداب اجتماعی می انگارند.

رالف.اچ.ماگنوس و اذن نبی، دو تن از شرق شناسان درباره عدم شناخت صحیح افغانها می نویسند:

«شمار بسیار کمی از خارجیها افغانستان را به خوبی می شناسند. حتی بسیاری از افرادی که راجع به افغانستان مطلب می نویسند، مشکل نادانی و جهالت دارند و این امر گوناگونی و اختلاف مطلب را آشکار می کند.»

“عبدالعظیم ولیان” که در زمان سلطنت ظاهرشاه و صدارت داودخان از جانب دولت وقت ایران در افغانستان مدتی به عنوان مامور سیاسی فعالیت می کرده است، در رابطه با تغییر دیدگاه خارجیان هنگام سفر به افغانستان نسبت به مردم این کشور می نویسد:

«آنانی که به افغانستان می آیند و مردم این کشور را از نزدیک می بینند، دیدگاه آنها به کلی عوض می شود. هیچ خارجی نیست که به افغانستان بیاید و خاطرات خوش و شیرین از رفتار مودبانه و منش انسانی افغانها را با خود نبرد. مردم افغانستان در عین آن که از بسیاری از امکانات روز دنیا محروم و اقتصاد ضعیفی دارند اما دارای فرهنگ ریشه دار و تربیت خودبنیاد هستند که به آنان آموخته شده است که در برابر دیگران تا چه اندازه با گشادگی و نرم خویی رفتار کنند. تجلی این خصوصیت این است که خارجیها را شگفت زده کرده است.»

ایشان سپس نظر یک شرق شناس غربی را در رابطه با تاریخ روشن افغانستان نقل نموده و می نویسد:

«به قول “میسو گروسه” تاریخ آنها(افغانها) چه از نظر منافع خاصه خودشان و چه از نظر هم مرز بودن با عده ی زیادی از کشورهای دور و نزدیک آسیایی یکی از مهمترین تاریخ کشورهای خاورمیانه بوده و همیشه متحرک مقدرات کشورهای آسیایی می باشد.»

“کریس جانسون” انگلیسی که مدتی در افغانستان در سالهای اخیر خبرنگار بوده است، در مورد فرهمگ عمیق و ریشه دار مردم افغانستان می نویسد:

«مردم این کشور از یک میراث فرهنگی برخوردار است و هنر در قالب معماری، کالاهای تزئینی، صنایع زیبای سفالی، کاشیکاری، مینیاتور، خطاطی، طرح و رنگ آمیزی فرشها و قالیچه ها متجلی شده است، در افغانستان یک پیشینه قوی و غیر مدون، مملو از اشعار و سروده ها همراه با ادبیات مکتوب آن وجود داشته است که حاکی از آداب و رسوم، شِکِوه از دردها، کاستی و عشق واشتیاق است.»

 

ویژگیهای اخلاقی و رفتاری مردم افغانستان

صرفنظر از برخی عادات ناپسند جزیی در میان افغانستانی ها که براحتی قابل رفع و رجوع هست، آنان مردمانی با ویژگیهای ممتاز اخلاق انسانی و اسلامی هستند. امری که موجب شده تمام کسانی که با افغانی ها روبرو شده اند نسبت به این خصایل تعظیم کنند. “عبدالعظیم ولیان” در رابطه با ویژگیهای اخلاق فردی و جمعی افغانها می نویسد:

«این مردم بی نهایت حلیم و صبور هستند. استقامت و صبر آنان به حدی است که به سختی ممکن است کسی آنان را خشمگین کند. این روحیه در سراسر افغانستان وجود دارد.»

البته اشتباه نشود که این صبروحلم بی نهایت از سر استیصال و درماندگی نیست چرا که افغانها در عین حلم و صبر، مردمانی با روحیه و غرور ملی هستند. کلیفورد در این مورد معتقد است:

«افغانها از گذشته قهرمانانه ی خود بسیاری مباهی و سرافرازند و از شرف ملی خویش احساس غرور می کنند. اگر آگاهی درک مواضع افغانستان در زمینه امور روابط خارجی مشکل می نمود، از این رو بوده که گروهی از رهبران مغرور افغانستان می کوشیده است تا به هر ترتیب این ملت را به جانب کسب اقتدار و اعتبار ملی هدایت کنند.»

بر این اساس هر چند سیاستمداران و رهبران تاریخ افغانستان خلق و خوی استبدادی داشتند اما همین ها نیز در برابر خارجیان و بیگانگانی که به منافغ ملی افغانستان چشمداشت داشتند، کوتاه نمی آمدند.

تحمیل شکست و اخراج  نیروهای انگلیسی و روسی در تجاوز به افغانستان در قرن اخیر نمونه روشنی بر این ادعاست. به همین دلیل رهبران افغانستان علی رغم آن که در بسیاری از زمینه ها وامدار بیگانگان بودند اما هیچگاه اجازه ندادند افغانستان به مستععمره یکی از کشورهای استعمارگر تبدیل شود. همان گونه که “علی رضا علی آبادی” از کارشناسان وزارت خارجه ایران می گوید:

«مهمترین پایه سیاست خارجی افغانستان تاکنون حفظ بیطرفی افغانستان بین قدرتهای شرق و غرب بوده است. سیاستها و اهداف کلی دولتهای افغانستان بر چند پایه قرار داشته است؛ ۱٫بیطرفی و عدم تعهد نسبت به قدرتهای شرق و غرب  ۲٫استقلال کشور   ۳٫خودکفایی و توسعه افغانستان.»

بلا شک اعتماد به نفس و غروری که ملت افغانستان داشته اند، بر راهبرد سیاست خارجی رهبران افغانی تاثیر مستقیم داشته است.

اما گذشته از غرور ملی، افغانها خصال و صفات ممتاز دیگری هم دارند. اجازه  دهید که به نقطه نظرات دیگران نسبت به مردم افغانستان بازگردیم . چرا که؛

خوشتر آن باشد که سر دلبران                                                                   گفته آید در حدیث دیگران

“لورل کورنا” نویسنده کتاب «افغانستان» در خصوص سخت کوشی و قناعت مردم افغانستان می نویسد:«تعجبی ندارد که مردم افغانستان مقاوم و پر طاقت هستند و برای خشنودی و آسایش داشتن در زندگی توقعات کمی دارند.»

اما این مردم در عین فقر و فلاکتی که بخشی از آن مرهون طبیعت خشن بوده و بخشی هم ره آورد دخالت بیگانگان است، بسیار گشاده دست و سخاوتمند هستند. “کریس جانسون” که سالها در کنار این مردم زندگی کرده است، شاهد خوبی بر این ادعاست؛

«علی رغم همه مسایل و تنگناها، افغانستان نه تنها از نظر  ظاهر، بلکه از لحاظ سخاوت و خونگرمی مردمانش هنوز کشوری زیبا به شمار می رود.»

ادامه مطالب به زودی در اختیار خوانندگان محترم قرار خواهد گرفت.

درباره مجتبی رضوانی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme
رفتن به بالا

Warning: Parameter 1 to W3_Plugin_TotalCache::ob_callback() expected to be a reference, value given in /home3/afgsaane/public_html/wp-includes/functions.php on line 3510