Warning: Declaration of tie_mega_menu_walker::start_el(&$output, $item, $depth, $args, $id = 0) should be compatible with Walker_Nav_Menu::start_el(&$output, $item, $depth = 0, $args = Array, $id = 0) in /home3/afgsaane/public_html/wp-content/themes/jarida/functions/theme-functions.php on line 1904
شش ویژگی مهم برای ایجاد گروهی کارآمد - انجمن علمی دانشجویان افغانستان

بیاندیش …

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند.

— گراهام بل
خانه / سبک زندگی / شش ویژگی مهم برای ایجاد گروهی کارآمد
group

شش ویژگی مهم برای ایجاد گروهی کارآمد

group

گرو ههای پویا، موفق و کارآمد ساختنی اند، نه اتفاقی . بخش های مختلف چنین گروههایی همچون قطعات یک پازل، با مهارت و دقت کنار هم چیده می شود تا دست آخر تصویری زیبا از یک طرح از قبل برنامه ریزی شده پیش چشم همگان نقش بندد.

اما این کار چگونه صورت می گیرد؟

اگر چه هر عضو گروه باید از یکسری مهار تها و تواناییهای خاص برخوردار باشد ولی این به تنهایی کافی نیست. واقعیت آن است که اعضای گروه باید بتوانند یکدیگر را به خوبی درک و حمایت کنند و روابطی مبتنی بر همدلی با هم برقرار سازند. در این نوشتار به شش ویژگی اعضای یک گروه کارآمد و موفق اشاره می شود:

۱. هر عضو گروه دارای هوشی پرشور است

اعضای یک گروه کارآمد، علاوه بر این که از مهار تهای فنی برخوردارند، دارای هوشی پرشور( Emotional Intelligence ) نیز هستند. با استناد به برخی مطالعات صورت گرفته، کارشناسان معتقدند هوش پرشور اعضای گروه، از ضریب هوشی ( IQ ) آ نها مهمتر و نقش آفرین تر است. به نظر می رسد اگر افراد قادر باشند احساسات خود را به گونه ای هوشمندانه و بنا بر اقتضای محیط جاری مدیریت کنند، بهتر می توانند گروه را به اهدافی که برای آن در نظر گرفته شده برسانند. آنیتا ویلیامز وولی (Anita Williams Woolley) استادیار دانشگاه کارنگی ملون و [کارشناس حوزه رفتار سازمانی] به همراه چند تن دیگر، عوامل موثر بر هوش گروهی (Group Intelligence ) و نحوه تاثیرگذاری اعضای گروه بر آن را مورد بررسی قرار داده اند.

خانم وولی ۶۹۹ نفر را به گرو ههای دو تا پنج نفره تقسیم و به هر گروه، انجام کار خاصی همچون حل پازل، طوفان مغزی ( Brainstorming )، تایپ و مذاکره را محول کرد. در پایان، پس از بررسی و ارزیابی عملکرد گروه، مشخص شد که نه هوش باهوش ترین عضو و نه میانگین هوش اعضای گروه هیچ کدام به اندازه حساسیت اجتماعی(social sensitivity) بر هوش گروهی تاثیرگذار نیست. حساسیت اجتماعی یعنی توانایی بالای گروه در مواردی همچون درک حالات چهره سایر اعضای گروه و تطابق دادن آ نها با افکار و احساسات مرتبط. [ پژوهشگران بر این باورند که میزان همکاری اعضای گروه با هم، ارتباط مستقیمی با سطح هوش جمعی گروه دارد. برای مثال، در گرو ههایی که افراد با «حساسیت اجتماعی » بالا در اکثریت هستند، خرد جمعی به طور معناداری اوج می گیرد.]

۲. گروه، ترکیبی متوازن از افراد برونگرا و درونگراست

وجود تمایلات درونگرایی و برونگرایی در گروه، می تواند کارآیی گروه را تحت تاثیر خود قرار دهد. اغلب چنین در نظر گرفته می شود که برونگراها، افرادی پویا، زیرک، کارآمدتر و دارای توانایی های مدیریتی بیشتر هستند. البته برخی پژوهشهای صورت گرفته نشان می دهد که افراد برونگرا همیشه در وضعیت ایده آل نیستند و گاهی اوقات عملکرد آ نها کاملا نامطلوب و کمتر از حد انتظار است و به همین دلیل این افراد، موقعیت و جایگاهی که نزد دیگران داشته اند را بعضا از کف می دهند. از آن سو، برخی افراد درونگرا توانسته اند فراتر از سطح انتظارات ظاهر شوند و از ارتقای رتبه و مقام برخوردار شوند. اصولا نمی توان گفت کدام یک از این دو جنبه شخصیتی، نسبت به دیگری بهتر یا بدتر است ولی ترکیبی از این تیپ های شخصیتی در یک گروه می تواند کارآمدی آن را [نسبت به زمانی که اعضای گروه را یک دسته تشکیل مید هند]، ارتقا دهد.

اگر افراد درونگرا و برونگرا در کنار هم و دوشادوش هم فعالیت کنند، تقریبا می توان چنین گروهی را از شکست هایی که ممکن است بر اثر ضعف روحیه و رخوت حاکم بر گروه ناشی شود، مبرا دانست.

Seuccesful group

۳. همه اهداف مشترکی دارند و راحت با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند

اعضای گروه شما برای این که به حداکثر کارآمدی دست یابند، باید از یکسو اهداف و آمال مشترکی در سر داشته باشند و از سوی دیگر ایده ها و نقطه نظرات خود را به راحتی با دیگران به اشتراک بگذارند. یک رشته تحقیقات صورت گرفته در مورد تاکتیک های نظامی نشان می دهد که میزان کارآمدی کار گروهی، به این بستگی دارد که اعضای گروه به چه صورت و با چه کمیت و کیفیتی، درک خود از وظایف محوله را با دیگران به اشتراک می گذارند. دانشمندان این امر را مدل ذهنی مشترک( shared mental model)  نام نهاده اند.

[وجود مدل ذهنی مشترک در حوزه کار گروهی، به اعضای گروه کمک می کند تا رفتار یکدیگر را پیش بینی کرده و انتظارت خود را از هم گروهی ها به واقعیت نزدیک سازند.] اعضای گروه با استفاده از این فرآیند از یکسو می توانند سازوکارهای مورد نیاز برای تکمیل کار جاری را پیش بینی کرده و از سوی دیگر، آن عملکردی که خروجی اش مورد نیاز دیگر اعضای گروه است را نیز به فراست دریابند. فرض کنید یک گروه مدیریت بحران – که وظیفه واکنش در شرایط اضطراری را بر عهده دارد – دارای اعضایی است که از «مدل ذهنی مشترک » به خوبی بهره مندند. در این صورت، بدون این که به اعضای گروه وظایف آ نها دیکته شود، خودشان می توانند بهترین و ضروری ترین کاری که در شرایط کنونی باید انجام دهند را شناسایی کرده و بدون فوت وقت به سراغ آن بروند. این به آن دلیل است که آ نها می توانند دو چیز را پیشاپیش تخمین بزنند: اول این که دیگر اعضای گروه الان به چه کاری مشغول می شوند و دوم این که فعالیت جاری خودشان چه پش نیازهایی دارد. این قضیه مشابه یک رقص دسته جمعی است که اعضای گروه همه می دانند چه باید بکنند و چطور در گروه هماهنگ باشند.

شما – به عنوان مدیر – برای بهبود و ارتقای سطح «مدل ذهنی مشترک » در گروه، باید وظایف و انتظارات را به روشنی مشخص سازید. اگر هم یک عضو گروه هستید – و نه مدیر آن – باید اهداف و علایق خود را به خوبی بشناسید و آ نها را سخاوتمندانه، با دیگران به اشتراک بگذارید. این امر علاوه بر این که همدلی و تعامل عمیق تر را بین افراد رقم می زند، از بروز عملکردهای جزیره ای جلوگیری می کند.

۴٫اعضای گروه زمانی را به شوخی و شوخ طبعی اختصاص می دهند

اگر چه شوخ طبعی و شاد بودن اعضا، یک عامل مهم و اساسی در کارآمدی گروه به شمار نمی رود اما واقعیت آن است که خوش مشربی می تواند باعث ایجاد یا تقویت صمیمیت و اعتماد بین افراد شود که این مهم، خود عاملی است برای بهبود تعاملات اعضای گروه و همدلی هر چه بیشتر افراد با هم. بر اساس یک تحقیق، شوخ سرشتی در گروه بر جنب ههای مختلفی از تعاملات گروهی، تاثیرات مثبتی از خود بر جای می گذارد که از آن جمله می توان به بهبود ارتباطات، توسعه اهداف گروه، ارتقای سطح بهره وری و توانایی اعضا در مدیریت بهتر احساسات خود اشاره کرد. [کاهش استرس و فشار روانی در محیط کار، به ویژه در مورد پروژه های سنگین یا کارهایی که باید در مدت زمانی کوتاه به انجام برسد، از دیگر مزایای خنده رویی و شاد بودن در گروه است.]

۵. اعضا دارای روابط کنشگرایانه هستند

بدیهی است در کارهای جمعی و گروهی، ارتباطات نقش کلیدی دارد ولی آن چه در واقع بیشتر اهمیت دارد ارتباطات کنشگرایانه (Communicate Proactively )است نه صرف ارتباطات. در چهار حالت زیر وجود ارتباط کنشگرایانه کاملا مشهود است:

***پیش از آن که از اعضای گروه سوال شود، خود آ نها اطلاعات مورد نیاز را فراهم می آورند.

***پیش از آن که از اعضای گروه درخواست شود، خود آ نها به دیگران کمک رسانده و از آ نها پشتیبانی می کنند.

*** آنها با ارائه ایده ها و پیشنهادهای جدید به دیگر اعضا، گروه را پویا و سرزنده نگه می دارند.

*** آنها با ارائه راهکارهای نوین، هوشیاری موقعیتی ( situational awareness ) دیگر اعضا را تقویت می کنند.

این نوع ارتباطات، مشابه مدل ذهنی بوده و با آن هم مرز است.

۶. رهبری قدرتمند، سکان گروه را به عهده دارد

حتی اگر همه اعضای گروه از دانش، مهارت و توانایی های چشمگیری برخوردار باشند، باز هم گروه از یک مدیر و سرپرست بی نیاز نخواهد بود. مدیر گروه کاری فراتر از انگیزش اعضا بر عهده دارد؛ وی باید بازخوردهای مفید و کارگشایی از روند جاری امور و نحوه فعالیت اعضا فراهم آورد و مهار تهای پیش گفته در این مقاله را در اعضا تقویت کند. با این حال فراموش نکنید شما به عنوان یک عضو می توانید با ارائه انتقادهای سازنده از مدیرتان، میزان بهره وری و کارآیی گروه تان را ارتقا بخشید. حساسیت کار مدیریت گروه هنگامی بیشتر می شود که وی وظایفی همچون استخدام و به کارگیری نیروهای مناسب، توسعه ارتباطات در گروه و تلاش برای هم داستان کردن اعضا را عهده دار شود.

درباره م.رضائی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme
رفتن به بالا

Warning: Parameter 1 to W3_Plugin_TotalCache::ob_callback() expected to be a reference, value given in /home3/afgsaane/public_html/wp-includes/functions.php on line 3510